winx club

میوسا جون

داستان وینکسی با عکس های متحرک
نویسنده : میوسا - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٢
 

بچه ها تو ادامه مطلب واستون داستان وینکس رو گذاشتم البته با تصویر متحرکگاوچران

.

.

.

.

البته همراه اینا ازتون نظر میخوام

.

.

.

معطلتون نمی کنم بدویین برین تو ادامه مطلب


بلوم و میوسا داشتم باهام صحبت میکردن

 

که یک دفعه متوجه ورود تریکس شدن

 

 

و اونا هم بیکار نشستن و گفتن مجیک وینکس

 

که در همین موقع لایلا هم اومد و گفت مجیک وینکس

 

 

 

وشروع به جنگ کردن

 

وبچه های ما هم شروع کردن

 

 

که یک دفعه دارسی سرش گیج رفت

 

 

 

لایلا هم سریع از یکی از حس هاش استفاده کرد و بچه هارو خبر کرد

 

 

و بقیه هم اومدن

 

 

و جنگ واقعی شروع شد

 

 

 

که یکدفعه ایسی با استفاده از قدرت لایلا رو داقون کرد

 

 

بلوم هم از عصبانیت میدونید که چی شد

و تریکس برای باری دیگر شکست خوزد

 

 

بلوم هم سریع رفت پیش لایلا

 

 

 

بعد فلورا گفت نگران نباشید چیزی نیست اون با جادو پیکسیش سریع خوب میشه

 

 

و بخاطر همین پیکسیشو آوردن

 

 

 

 

 

 

 

 

و با یکم مراقبت خوب شد